مـــــــــــــــــــــــــــــــادر یعنی...

مـــــــــــــــــــــــــــــــادر یعنی:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
وقتی رسیدم از شدت بارون خیس بودم برادرم گفت: "چرا یه چتر با خودت نمی بری" ؟ خواهرم گفت: "چرا منتظر نشدی تا بارون بند بیاد" ؟ بابا با عصبانیت گفت: فقط بعد از اینکه سرما خوردی می فهمی؟ اما مامانم همانطور که موهام رو خشک می کرد گفت: بارون نادون...


/ 2 نظر / 5 بازدید
علي

سلام. بابا وبلاگت عاليه دوست عزيز؟ خيلي زيبا؟ مثل اينكه يه سرم به ما بزني و در نظرسنجي ما هم شركت كني؟ با تشكر.

مائده

اینو من قبلا شنیده بودم اما مادره میگه بارون بی موقع نه بارون نادون!!!